رسانه‌ای در دل آوار؛ روایت یک امدادگر

-در گفت و گو با حمیدرضا بالارستاقی که بعد از ۴۰ روز بازگشت از پایتخت در دل جنگ و دود و خون، از او خواستم با من از آن روزها بگوید، او که 14 سال است در هلال‌احمر فعالیت دارد، و با شروع «جنگ رمضان» پلاک به گردن بست، وصیت‌نامه‌اش را سپرد و با اولین تیم تخصصی اعزامی گرگان راهی تهران شد و با آخرین تیم برگشت.

او گفت:

” من حمیدرضا بالارستاقی هستم. در روزهایی که آسمان پایتخت رنگ دود و باروت به خود گرفته بود، قرعه خدمت به نام من و همکارانم در تیم اعزامی استان گلستان افتاد.

در این تصویر، آن چیزی را می‌بینید که تمام هویت من در این روزهاست: یک دستم دوربین است برای آنکه غیرت و همت همرزمانم را به گوش دنیا برسانم، و دست دیگرم آماده است تا سنگی را از روی پیکری بردارد یا دست مجروحی را بگیرد.

ما از گرگان آمدیم، از کنار خانواده‌هایی که چشم‌انتظارمان بودند، تا در شب‌های ماه رمضان، سفره افطارمان را میان ویرانه‌های موشک‌باران باز کنیم. خستگی برای ما واژه‌ای غریب بود؛ چرا که هر لبخندِ نجات‌یافته‌ای یا هر آرامشی که به بازماندگان می‌دادیم، جانی دوباره به ما می‌بخشید.

آن روزها صحنه‌های دلخراشی پیش چشمانمان بود؛ صدای ناله مجروحانی که از میان آوار درخواست کمک می‌کردند، بند دلمان را پاره می‌کرد. می‌دانستیم زمان حکم طلا را دارد. با دوستان و هم‌رزمان هلال‌احمری‌ام، بدون درنگ شروع به آواربرداری می کردیم. هر تکه سنگی که برمی‌داشتیم، امیدی بود برای یافتن یک زنده یا تکریم یک پیکر.

ساعت‌ها میگذشت؛ عرق و غبار بر چهره‌هایمان نشسته بود، اما خستگی معنایی نداشت. وقتی پیکر مطهر شهدا را از زیر خروارها خاک خارج مب کردیم. لحظه تحویل پیکرها به خانواده‌های چشم‌انتظار، تلخ‌ترین و در عین حال مقدس‌ترین بخش کار ما بود. نگاه‌های پر از غم و اشک‌های بی‌پایان مادران و پدران، تا ابد در ذهن من حک شده است. آن روز در تهران فهمیدم که امدادگری فقط یک شغل نیست؛ حضور در مرز میان مرگ و زندگی برای خدمت به انسان‌هاست.

 

پدر و مادرم سال‌هاست که از آسمان نگاهم می‌کنند. در تمام لحظاتی که میان خاک و خون قدم برمی‌داشتم، سنگینی نگاه پرتحسین‌شان را حس می‌کردم. می‌دانم آن‌ها به پسری که لباس خدمت به تن کرده و فرزند ایران نامیده می‌شود، افتخار می‌کنند.

این قاب، تنها یک عکس نیست؛ روایت ایستادگی ماست. تا آخرین نفس برای پیروزی و سربلندی جمهوری اسلامی ایران و برای آرامش مردم عزیزمان ایستاده‌ایم. ”

 

-لازم به ذکر است؛ با اعلام سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر کشور، ۵ تیم تخصصی اعم از آنست، واکنش سریع و آوار برداری از استان گلستان عازم استان تهران شدند.

این ۵ تیم متشکل از نجاتگر تخصصی که این تیم ‌ها با استفاده از ۵ دستگاه خودرو کمک‌دار و تجهیزات مناسب آوار برداری به یک قلاده سگ طی ۲مرحله از سراسر استان گلستان فراخوان و راهی سازمان امداد و نجات شدند.

خبرنگار: علیا عسگری


تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
نظرات خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تیتر اخبار